تبلیغات
YWOOHIQ - ارتباط اعجاز قرآن باعلم فیزیك :
 
YWOOHIQ
دانش خود را به دیگران آموزش ده و دانش دیگران را بیاموز؛ چرا كه علم خود را انفاق كرده ای و آنچه را نمیدانی آموخته ای. «امام حسن(ع
درباره وبلاگ
نظرسنجی
این وبلاگ چقدر برای شما مفید بود؟






          قرآن مجید یگانه معجزه جاودانی پیامبر اسلام (ص) است كه در هر زمان گواه روشن بر نبوت آورنده آن می‌باشد. اعجاز و خارق العاده بودن قرآن به زمان پیامبر اكرم(ص) و یا جامعه عرب مخصوص نیست بلكه پیوسته بسان سندی زنده و گواهی روشن و برهانی استوار بر تارك اعصار و قرون می‌درخشد. یكی از خصایص قرآن حالت «نهایت ناپذیری» آن است. با اینكه چهارده قرن از تاریخ نزول آن می‌گذرد و در هر عصری صدها متخصص روی آیات و مفاهیم و معانی آن كار كرده‌اند و تفسیرهایی به صورتهای گوناگون بر آن نوشته‌اند، مع الوصف امروز دانشمندان معاصر از بررسی آیات قرآن، حقایقی را در زمینه‌های علوم طبیعی و روانشناسی و جامعه شناسی و ... كشف می كنند كه بر متخصصان گذشته مخفی و پنهان بوده است و یك چنین حالت یعنی صفت «نهایت ناپذیری» از خصایص قرآن است كه در دیگر كتابهای آسمانی و نوشته‌های بشری وجود ندارد. تو گویی قرآن نسخه دوم جهان طبیعت است كه هر چه بینشها وسیع‌تر و دیدها عمیق‌تر گردد و هر چه درباره آن تحقیقات و مطالعات زیادی انجام گیرد، رموز و اسرار آن تجلی بیشتری نموده حقایق نوی از آ‌ن استكشاف می‌گردد. از كتابی كه از جانب خدای نامتناهی، برای هدایت بشر فرستاده شده است جز این انتظار نیست كتاب او باید بسان خود او «نامتناهی» و خصیصه مقام ربوبی را دارا باشد و در نمایاندن انتساب خود به مبدأ جهان به دلیل و برهان نیاز نداشته باشد و بسان خورشید دلیل خویش بوده و خود را نشان ‌دهد و محیط خود را روشن سازد. پیامبر عالیقدر (ص) در سخنان خود، به خصیصه «نهایت ناپذیری» قرآن اشاره می‌كند و می‌فرماید: «ظاهره أنیق و باطنه عمیق لا تحصی عجائبه لا تبلی غرائبه» ؛(اصول كافی، كتاب القرآن/ 591) امیر مؤمنان (ع) نیز در یكی از خطبه‌ها به این خصوصیت اشاره می‌كند و می‌فرماید: «سراجا لا تخبو توقده و بحرا لا یدرك قعره»؛ (نهج البلاغه عبده، 2/202) . این حقیقت امروز برای دانشمندان كاملا ملموس است و هر روز از قرآن، حقایق تازه‌تری را كشف می‌كنند و یكی از علل جاودانی بودن قرآن، همین است كه در هر عصری دانشمندان جهان به فراخور دانش و اطلاعات خود، از آن بهره‌مند بوده‌اند و بهره‌رسانی و نور افشانی او به دوره و زمانی و به گروه و توده خاصی اختصاص نداشته است. شخصی از امام هشتم ـ علی بن موسی الرضا (ع) ـ پرسید چرا قرآن پیوسته طراوت و تازگی دارد و انس و ممارست با قرآن و تلاوت و خواندن آن، مایه كهنگی آن نمی‌گردد؟ امام در پاسخ فرمود: «ان الله تعالی لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس، فهو فی كل زمان جدید و عند كل قوم غض إلی یوم القیامه». (تفسیر برهان،1/28) . قرآن كتاب علوم طبیعی نیست و برای تدریس علوم و فنون زندگی كه بشر به نیروی تفكر می‌تواند به آنها دست یابد، نیامده است و هرگز پیامبر اسلام برای این مبعوث نگردیده كه علوم فیزیك و یا شیمی و یا دیگر مسائل ریاضی و نجومی و فلكی را به ما بیاموزد. زیرا قرآن همانطور كه خود را معرفی كرده است كتاب هدایت و تربیت است و هدف از نزول آن، رهبری بشر به سوی خدا و رستاخیز و به سوی فضایل اخلاقی و سجایای انسانی می‌باشد. از یك چنین كتاب نباید انتظار داشت كه روش خیاطی و معماری به ما بیاموزد و درباره انواع بیماریها و داروهای آن و یا فرمولهای ریاضی و معادلات جبری سخن بگوید. زیرا همه اینها از هدف یك كتاب تربیتی بیرون می‌باشد ولی با اعتراف به این مطلب، گاهی قرآن در ضمن رهبری بشر به مبدأ و معاد یا در میان سخن از قدرت بی پایان خدا، از آ‏فرینش پرده برداشته است كه قبل از تحول اخیر علمی هیچكس از آن آگاه نبود و اسراری از جهان آفرینش را در خود منعكس كرده است كه نمی‌توان آن را معلول تصادف و یا نتیجه اطلاعات زمان نزول قرآن دانست زیرا نمی‌توان یك چنین اطلاعات وسیع و گسترده از عالم خلقت را كه ـ فقط دانشمندان عصر حاضر در پرتو آلات و ابزار علمی بر آنها دست یافته‌اند ـ معلول تصادف دانست و گفت كه این مطالب، بی اختیار بر زبان گوینده قرآن جاری شده است. همچنانكه نمی‌توان آن را اثر اطلاعات زمان دانست زیر زمان نزول قرآن از این علوم و اطلاعات اثری نبود بلكه چاره‌ای جز این نیست كه بگوییم كه آفریننده جهان این همه اطلاعات را در اختیار او نهاده است و از این طریق برگی زرین بر برگهای پر افتخار قرآن و تاریخ پیامبر اكرم (ص) افزوده می‌شود. آیة الله جعفر سبحانی،رسالت جهانی پیامبران و برهان رسالت به نقل از سایت تبیان


دراینكه آیا ما حق داریم آیات قرآن را با مسائل مختلف علوم طبیعی و اكتشافات علمی تطبیق كنیم یا نه؟ و آیا از این راه می‏توان برای ارزیابی قرآن، و كشف معجزات علمی آن استفاده كرد یا نه؟ نظرات مختلفی در میان دانشمندان اسلامی وجود دارد بعضی چنان راه افراط را در پیش گرفته‏اند كه آیات قرآن را با كمترین تناسب بر یك سلسله فرضیات علمی ـ و نه حقایق مسلم و قطعی ـ تطبیق كرده‏اند و به گمان خود از این راه خدمتی به شناسائی قرآن نموده‏اند. در حالی كه این یك اشتباه بزرگ است، فرضیات علمی، پیوسته در حال تغییر و تحول می‏باشد و قرآن یك واقعیت ثابت، تطبیق یك واقعیت ثابت بر یك سلسله امور متحول و متغیر نه منطقی است، و نه خدمت به علم، و نه خدمت به دین. مثلا اگر ما فرضیه لاپلاس دربارة چگونگی پیدایش منظومة شمسی را اساس قرار دهیم و آیات قرآن را با مناسبتهای جزئی بر آن تطبیق كنیم، مسلماً مرتكب كار خلافی شده‏ایم، چه اینكه هیچ دور نیست، فرضیه لاپلاس در پرتو اكتشافات علمی جدیدی ـ همچون صدها فرضیه دیگر ـ راه فنا و نیستی را طی كند، آنگاه تكلیف ما با آن آیات، كه وحی آسمانی است و خطا و اشتباه در آن راه ندارد چه خواهد بود. در برابر این دسته، دسته دیگری هستند كه راه تفریط را پیموده‏اند و معتقدند كه ما به هیچ
وجه حق نداریم مسائل علمی را هر قدر مسلم باشد، بر آیات قرآن هر قدر روشن و صریح باشد تطبیق نمائیم. این تعصب و جمود نیز كاملا بی‏دلیل به نظر میرسد. اگر راستی یك مسئله علمی به روشنی اثبات شده و از محیط «فرضیه‏ها» قدم به جهان قوانین علمی گذارده و حتی گاهی جنبه حسی بخود گرفته ـ مانند گردش زمین بدور خود، یا گردش زمین بدور آفتاب و مانند وجود گیاهان نر و ماده، و تلقیح در عالم نباتات و امثال اینها ـ و از سوی دیگر آیاتی از قرآن هم صراحت در این مسائل داشته باشند، چرا از تطبیق این مسائل بر آیات قرآن سر باز زنیم، و از این توافق كه نشانه عظمت این كتاب آسمانی است وحشت داشته باشیم؟! قرآن و آخرین پیامبر، حضرت آیت الله مكارم شیرازی به نقل از سایت تبیان

منظور از اعجاز علمی این است كه شخصی در 14 قرن پیش بدون آنكه درس خوانده باشد چنین آیاتی را از جانب خدا ابلاغ كرده است كه دربرگیرنده اشارات علمی‌ای است كه در آن زمان برای هیچ كس قابل فهم نبوده است. همچنین وجود نداشتن مصداق خارجی یكی دیگر از ویژگی‌های اعجاز است ولی باید یادآور شد همه آنچه كه ادعا شده تطبیق علمی بر پیشرفت‌های بشر است درست نیست اما حداقل برخی از آیات تطبیق روشی با موضوعات علمی دارد و این خود معنای اعجاز علمی قرآن است.»
تاریخچه تفسیر علمی
یكی دیگر از شیوه‌های تفسیر, تفسیر علمی قرآن است. علامه طباطبایی در مورد این كه چگونه این شیوه تفسیری جای خود را در میان سایر شیوه‌های تفسیری بازكرد می‌گوید: ((در دوره‌های اخیر مسلك تازه‌ای بر مسلكهای سابق افزوده شد و آن این‌كه جمعی از كسانی كه در زمره مسلمانانند بر اثر سر و كار داشتن با مطالعات علوم طبیعی كه بر اساس حس و تجربه بنا شده و علوم اجتماعی كه متكی به آمارهای حسی است, تمایل به مذهب فلاسفه حسی اروپا یا مكتب اصالت كار (عمل) پیدا كردند... روی این زمینه گفتند حقایق دینی نمی تواند با اصول علمی (اصولی كه همه موجودات را مادی یا از خواص ماده می‌داند) مخالفت داشته باشد. بنابراین چنانچه در مطالب دینی موضوعاتی برخلاف علوم دیده شود, مانند عرش و لوح و قلم, حتما باید از طریق قوانین مادی توجیه شود)). علامه آنگاه نتیجه می‌گیرد كه این گروه به دلیل ناصحیح شمردن روایات به دلیل تحریف و مداخله‌ای كه در آنها صورت گرفته, روایات را منبع خوبی برای تفسیر ندانستند و بهترین شیوه را تفسیر علمی یافتند..4 ولی به نظر می‌رسد كه این گروه این پیش زمینه ذهنی را داشته‌اند كه مسائلی از قبیل عرش و كرسی و لوح و قلم ... با مسائل علمی ناسازگار است و در مقابل علم قرار دارد. حال آن كه اگر برای اثبات این گونه مسائل, دلایل علمی در دست نیست, اما دلیلی علمی بر رد آن نیز وجود ندارد.
علامه طباطبایی در نهایت می‌گوید: (( حتی ائمه نیز رغبتی نسبت به تفسیر علمی نشان نداده‌اند و همواره در تفسیر و تعلیم ایات, به خود ایات استشهاد می‌كردند و حتی در یك مورد, به دلیل های عقلی و فرضیه های علمی برای تفسیر ایات دست نزده‌اند.)).5
اما این گفته از جهتی قابل نقد است و آن این‌كه اگر پیامبر(ص) و ائمه(ع) به تفسیر علمی دست نزده‌اند به این دلیل نیست كه با این شیوه مخالف بوده‌اند بلكه از این جهت بوده كه جامعه آن روز از لحاظ علمی پیشرفت چندانی نداشت و با بعضی فرضیه‌های ناصحیح و خرافی روبه رو بود. از این رو, اگر معصومین(ع) می‌خواستند به این كار دست ‌زنند, ابتدا می‌بایست به تفصیل قوانین علمی را بیان كنند و سپس به تفسیر علمی ایات را بپردازند و این كار مجال بسیاری می‌طلبید و پرداختن به آن سبب می‌شد كه از بحث در مورد ضروریات و اصول وچارچوب دین بمانند.
در تفسیر نمونه, حدیثی از امام علی(ع) نقل شده است كه تفسیری كاملا علمی است.این نشان می‌دهد كه ائمه(ع) از بیان این مطالب خودداری نكرده‌اند. تفسیر نمونه این حدیث را از الدرالمنثور و روح المعانی نقل می‌كند . متن روایت به این شرح است:((خرج ابن ابی حاتم عن علی(ع) قال: تنشقّ السماء من المجرّه؛ یعنی, آسمان‌ها از كهكشان‌ها جدا می‌شوند)) ..6 با توجه به این نكات و از آنجا كه ارائه تفسیرهای علمی به پیدایش مبحثی با عنوان اعجاز علمی قرآن انجامیده است, به نظر می‌رسد این بحث قابل پژوهش و بررسی است, تا روشن شود كه ایا اصولاً طرح برخی از نكته‌های علمی در متن قرآن می‌تواند به مثابه اعجاز تلقی شود یا نه.
مفهوم اعجاز علمی قرآن
هرگونه تعریفی كه از اعجاز علمی ارائه شود طبعاً , باید با تعریف اعجاز و معجزه همسو باشد. به بیان دیگر تمام شروطی كه در تعریف معجزه آمده باید در مسائل علمی قرآن نیز حاضر باشد تا اطلاق لفظ اعجاز برآن مسائل صحیح بنماید..
در لغت اعجاز یعنی عاجز كردن و در اصطلاح عبارت از هر عملی است كه از كسی با ادعای پیامبری و برای اثبات ادعای او صادر شود و همگان از آوردن آن ناتوان بمانند و تایید كننده صدق او در ادعایش باشد. دانشمندان برای معجزه , ویژگیهای دیگری نیز از قبیل قابل تعلیم نبودن, مطابق با امر موعود بودن و ... بر شمرده‌اند.
با توجه به مطالب فوق, اعجاز علمی قرآن نیز تنها باید از طریق خرق عادت صورت گرفته و به قدرت مافوق بشری نیاز داشته باشد. برای كشف این جنبه‌ها باید تحدی شود؛یعنی تمام كسانی كه ادعا می‌كنند می‌توانند مسئله را كشف كنند باید به مبارزه فراخوانده شوند و در نهایت اثبات شود كه راه كشف آن برهمگان بسته است و هیچ كس قدرت كشف آن را ندارد.
بر این اساس به نظر می‌رسد چنانچه بخواهیم مسائل علمی قرآن را با این ملاك بسنجیم, هیچ یك از آنها حائز شروط اعجاز نباشد؛ زیرا مشاهده می‌شود بعضی مسائل علمی جدید, در هزار و چهارصد سال پیش در قرآن مطرح بوده است. این مطلب بیانگر آن است كه كشف آن مسئله برای بشر, جنبه‌ی خرق عادت نداشته و رسیدن به آن از اصل برای بشر میسر بوده است. همه مسائل علمی جدید كه در قرآن آمده است و آن دسته از مسائلی كه بشر هنوز موفق به كشف آنها نشده و احتمالا در قرآن به آنها اشاره رفته است دارای اعجاز نیستند, زیرا راه كشف آنها , مافوق بشری نبوده و راه فهمیدن آن از مجرای طبیعت و تجربه میسر است. نكته قابل تأمل و تحسین آن است كه قرآن نخستین بار بعضی مسائل را كه تا عصر نزول و مدتها بعد برای بشر نامكشوف بوده, از پیش بیان داشته است.
عدم انحصار ابعاد گوناگون قرآن به جنبه های علمی
قرآن كتاب علوم طبیعی نیست و نمی توان از آن انتظار داشت كه چون برخی ایات مرتبط با مسائل علمی در آن آمده, پس كوچكترین علوم و جزئی‌ترین مباحث در آن مطرح شده باشد؛ مثلا به علم تشریح پرداخته و تمام بیماریها را معرفی و سپس علائم و راههای درمان آن را بیان كرده‌باشد. زیرا قرآن برای این هدف نازل نشده است. قرآن آمده است انسان را به سوی زندگی سعادتمند و جاوید هدایت كند و او را به نیروهای درونی‌اش آگاه كند . قرآن نازل نشده است تا صرفا به بیان پاره‌ای علوم خاص و علوم طبیعی بپردازد و دائره‌المعارف‌گونه باشد.از این رو, اگر می بینیم كه قرآن خود را ((تبیانا لكل شی)) معرفی می‌كند منظور این است كه هرچه را كه برای رسیدن به این هدف برای انسان لازم است, آورده است..7
اهمیت اشتمال قرآن بر جنبه‌های علمی در این است كه درمی‌یابیم قرآن مسائلی علمی را كه به تازگی بشر به آن دست یافته, مدتها پیش مطرح كرده است.
چرا قرآن مشتمل بر مسائل علمی است؟
در پاسخ به این پرسش كه چرا در قرآن مسائل علمی‌ مطرح‌شده , به ‌دو‌ نكته ‌اشاره‌می‌كنیم:
1ـ خداوند با علم خود می‌دانسته كه اگر این كتاب فقط به جنبه های دینی بپردازد در اینده مردمی خواهند آمد و می‌گویند, دیگر عمر دین به پایان رسیده است؛ حالا كه بشر خودش می‌تواند پرده از اسرار علوم بردارد, دیگر نیازی نیست كه به دین متوسل شود. بنابراین خدوند برای این كه راه را بر این گروه ببندد,برخی جنبه‌های علمی را در این كتاب گنجانده است. استناد به این ایه می‌تواند تا حدودی این نكته را تایید كند: ((سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه لحق))؛ یعنی به زودی ایات خود را در آفاق و انفس به ایشان نشان می دهیم تا بر ایشان روشن شود كه همانا قرآن حق است. در اینجا توجه به ((س)) به معنای به زودی در كلمه ((سنریهم)) قابل توجه به نظر می‌رسد. .8
2ـ شكی نیست كه دعوت اسلام فقط ویژه قوم عرب نیست . قرآن به این نكته این طور اشاره می‌كند: ((و ما ارسلناك الا رحمه للعالمین)) ,((و ما ارسلناك الا كافه للناس بشیرا و نذیرا ولكن اكثرالناس لایعلمون)). از سویی اعجاز بلاغی قرآن فقط برای كسانی قابل درك است كه از تمام زیر و بم زبان عربی آگاه باشند. از طریق ترجمه هم نمی‌توان این اعجاز را منتقل كرد, زیرا در ترجمه زبانی به زبان دیگر, همه ویژگیهای زبانی را نمی‌توان انتقال داد. از طرفی چون دعوت قرآن عمومی است نمی‌توان از همه مردم دنیا خواست كه ابتدا زبان عربی را نیك بیاموزند تا بتوانند اعجاز قرآن را درك كنند. دعوت قرآن عمومی و همگانی است و استدلالات و وجوه اعجاز آن نیز باید همه فهم و فراگیر باشد؛نه این كه فقط مخصوص قوم خاصی باشد.
مسائل علمی یكی از همین دست استدلالهاست كه به هرزبانی ترجمه شود, همه مفهوم و معنای خود را كاملاً دربردارد و چیزی از آن فروگذار نمی‌شود. .9
تا چه حد می‌توان ایات قرآن را بر مسائل علمی تطبیق داد؟
جواب این سوال بسیار با اهمیت است. زیرا نتیجه‌ای كه یك تطبیق می‌تواند داشته باشد در رد حقانیت قرآن و یا تایید آن نقش دارد. طبق نظر بسیاری از دانشمندان , در تطبیق باید دو نكته را مورد توجه قرار داد:
الف‌ـ ایات را بر مسائل علمی اثبات شده و قطعی تطبیق دهیم؛ یعنی, تطبیق ایات بر فرضیات غیراثبات شده , غلط است؛ زیرا فرضیه چیزی است كه هنوز درستی آن اثبات نشده.10 در حالی كه ما معتقدیم كه قرآن چیزی از سنخ قانون است و قانون نیز بیانگر مسائل محكم و استوار است. لذا چنین مقایسه ای از اصل اشتباه است؛ زیرا دو چیز را كه اصلا سنخیتی با هم ندارند با هم تطبیق داده‌ایم. علم برای اثبات خود باید راه خود را طی كند و اثبات مسائل علمی از حیطه وظیفه قرآن خارج است. قرآن هم برای اثبات حقانیت خود باید راه خود را برود. اگر قرآن برخی مسائل علمی را هم مطرح كرده تنها به خاطر تأمین هدف تربیتی آن است نه این كه صرفا بخواهد مهر تاییدی باشد برای انواع گوناگون علوم.
ب‌ـ بیان قرآن در رابطه با مسائل علمی باید روشن و واضح باشد..11 , و آشكارا به نكته علمی خاصی اشاره كرده باشد؛ درست مثل مقالات علمی تا چنانچه فرضیه‌ای بعدها غلط از آب درآمد ایاتی‌كه برای اثبات آن آورده‌اند و در نتیجه حجیت قرآن زیر سوال نرود.
نتیجه بحث
اعجاز علمی قرآن به معنی مسائل علمی مطرح شده در قرآن است كه دارای تمام ویژگی های معجزه باشد. با توجه به این تعریف , از آنجا كه مسائل علمی توسط بشر قابل رد یا اثبات است, پی بردن به آنها جنبه فوق بشری ندارد و معجزه به شمار نمی‌رود. آنچه از یك كتاب آسمانی انتظار می‌رود ارائه برنامه‌ای هدایتی برای زندگی است نه بیان مسائل علمی. مگر آنجا كه طرح این مسائل در خدمت این هدف باشد. بر همین اساس, قرآن برای توجه دادن انسان به عظمت كتاب آسمانی, بعضی مسائل علمی را در لابلای ایات و سوره های خود بیان كرده كه بشر مدتها بعد از نزول قرآن به آنها پی برده است .
هم چنین در تطبیق مسائل علمی با قرآن, باید توجه داشت كه این امر به تقابل ایات قرآن با اصول ثابت شده‌ی علمی منجر نشود. زیرا این امر چه بسا ممكن است به خدشه دارشدن حجیت قرآن و سستی اعتقاد مومنان به‌ قرآن گردد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:11 ب.ظ
Hi i am kavin, its my first time to commenting anywhere, when i read this piece of
writing i thought i could also create comment due to this sensible article.
دوشنبه 1 خرداد 1396 09:16 ق.ظ
Wow, superb blog layout! How long have you been blogging for?

you made blogging look easy. The overall look of your web site is
magnificent, let alone the content!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه