تبلیغات
YWOOHIQ - دوستی های خیابانی
 
YWOOHIQ
دانش خود را به دیگران آموزش ده و دانش دیگران را بیاموز؛ چرا كه علم خود را انفاق كرده ای و آنچه را نمیدانی آموخته ای. «امام حسن(ع
درباره وبلاگ
نظرسنجی
این وبلاگ چقدر برای شما مفید بود؟






مقدمه

آمار تكان‌دهنده است! چهل درصد تعرض به بانوان در قالب دوستی‌های خیابانی و اغلب به بهانه شناخت قبل از ازدواج صورت می‌گیرد. با این‌كه تنوع و تعدد آسیب‌های اجتماعی و بروز آسیب‌ها در جوامع در حال توسعه اجتناب‌ناپذیر است اما كارشناسان علوم اجتماعی معتقدند كه این‌گونه آسیب‌ها قبل از آن‌كه‌ مستلزم اقدامات پلیسی برای مقابله باشند، پیشگیری به عنوان یك اقدام اجتماعی تاثیر بسزایی برای مقابله با این آسیب دارد. با این‌كه این جرم در حال حاضر به عنوان یك جرم جنایی مورد پیگیری قرار می‌گیرد اما قربانیان تجاوز به عنف برای فاش نشدن ماجرا حاضر نیستند پرونده‌ای در این خصوص تشكیل دهند كه از این رو، هم دسترسی به آمار دقیق با دشواری مواجه می‌شود و هم مجرمان به چنین جرائمی ادامه می‌دهند. متاسفانه قربانیان روابط خیابانی اغلب بانوان و به ویژه دوشیزگان هستند كه پس از برقراری روابط پنهانی به دور از چشم خانواده در جاده‌های خارج از شهر یا اماكن متروك مورد تعرض قرار می‌گیرند. پرونده‌های بررسی شده در پلیس آگاهی نشان می‌دهد كه مقدمات جرم علیه قربانی را رفتارهای وی فراهم كرده است؛ یعنی یك دوشیزه از ماه‌ها قبل بامجرم بر مبنای دوستی‌های خیابانی یا آشنایی قبل از ازدواج، به دور از چشم خانواده ارتباط داشته است. این در حالی است كه رفتار ناهنجار بانوان و دوشیزگان به گونه‌ای بوده كه طمع مجرمان را برای به دام انداختن آنها فراهم ساخته است. خانم‌ها در این زمینه باید توجه داشته باشند كه نوع پوشش و رفتار آنها در جامعه برای تامین امنیت آنها بسیار تعیین‌كننده است. همچنین اولیای جوانان و نوجوانان باید به این مهم توجه جدی داشته باشند. اما بخش تاریك و تاسف‌بار ماجرا از نظر پلیس آگاهی، در مورد پرونده‌های روابط خیابانی این است كه معمولا مجرمان ردپایی از خود به جا نمی‌گذارند و تمام مشخصاتی كه از سوی مجرمان برای جلب‌نظر بانوان و دوشیزگان در روابط پنهانی ابراز می‌شود، جعلی و ساختگی است. هنگامی كه قربانیان تجاوز به عنف به پلیس آگاهی مراجعه می‌كنند، مشخصات هویتی، صوری بوده و آدرس مشخصی كه براساس آن بتوان مجرم یا مجرمان را دستگیر كرد وجود ندارد. در این‌جا دو نكته مهم ملاحظه می‌شود. اول این‌كه چون مجرمان تقریبا می‌دانند كه افراد از ترس آبرو كمتر به پلیس مراجعه می‌كنند، به اعمال مجرمانه خود ادامه می‌دهند اما حادثه‌دیدگان باید بدانند كه هرگونه اطلاعاتی را كه در این زمینه به پلیس ارائه می‌كنند، كاملا محرمانه باقی خواهد ماند و نكته قابل توجه این است كه در تمامی مراكز پلیس آگاهی، كاركنان و كارآگاهان خواهر مستقر هستند و افراد بزه‌دیده می‌توانند با مراجعه، مشكلات و اطلاعات خود را ارائه نمایند حتی در صورتی كه مایل نباشند، در این خصوص پرونده‌ای تشكیل شود. دوم، بانوان و به ویژه دوشیزگان به راحتی نباید به بیگانگان و وعده و وعیدهای پوچ اعتماد كنند هر چقدر هم كه تشریفات ازدواج دست و پاگیر و زمانبر باشد اما مطمئن و بی‌دردسر است، حتی اگر به ازدواج ختم نشود. در پایان آنچه در این آسیب می‌تواند به طور جدی به عامل پیشگیرانه تبدیل شود، محیط خانواده و نوع روابطی است كه بین اعضای خانواده برقرار است. معمولا خانم‌های بزه دیده در زمینه جرائم مرتبط با روابط خیابانی عمدتا از خانواده‌هایی هستند كه روابط عاطفی و محبت‌آمیز اندكی بین آنها حاكم است. در این‌گونه خانواده‌ها، عمدتا دختر خانم‌ها با انگیزه‌های مختلف روانی كه نشات گرفته از خلاهای عاطفی خانوادگی است، اقدام به برقراری روابط خیابانی می‌كنند و آن را از والدین یا بزرگ‌ترهای خانواده پنهان می‌كنند معمولا برای مجرمان تشخیص خلاهای عاطفی در بین دختران جوان كار دشواری نیست. اگر مجرمان بدانند كه هرگونه رابطه‌ای از ابتدا توسط فرزندان به خانواده و اولیا منتقل می‌شود، قطعا به سرعت آن را قطع می‌كنند، والا طبیعی است كه هر جوان سالمی كه قصد ازدواج و تشكیل خانواده دارد به فاصله اندكی با خانواده خانم مورد نظرش ارتباط برقرار كرده و از وضعیت فامیلی و محیط خانوادگی وی اطلاع پیدا كند. روابط پنهانی این فرصت را برای مجرمان ایجاد می‌كند كه مشخصات واقعی خود را ابراز نكنند و هنگامی كه خانمی دچار تعرض و سوءاستفاده شد، پیگیری‌های پلیسی دشوار و گاهی طولانی باشد. از سوی دیگر سكوت افراد بزه دیده و به تبع آن خانواده‌ها كمك بزرگی به مجرمان می‌كند، چون این افراد باتوجه به این سكوت به اعمال مجرمانه خود ادامه می‌دهند و همچنان امنیت جامعه و افراد دیگر را دچار خدشه می‌كنند. افراد بزه دیده و خانواده‌ها باید فرصت ارتكاب مجدد جرم را از این شیطان صفتان بگیرند؛ پرونده‌های بسیاری در پلیس آگاهی با اطلاعات ولو اندك منجر به دستگیری مجرمان و مجازات آنها شده است.سلام خانم ... باور کنید من مزاحم نیستم، من از ظاهر شما خیلی خوشم آمده این شماره من ...اغلب دوستی های خیابانی به ازدواج منجر نمی شود و اگر هم در برخی موارد این اتفاق بیافتد آمارهانشان داده است؛ بیش از نیمی از آنها در سال اول زندگی از هم می پاشد. از سوی دیگر 40درصد از فجایع تجاوز به عنف در پی برقراری دوستی های پنهان و خیابانی و با وعده ازدواج اتفاق می افتد.جامعه ایرانی یک جامعه سنتی است...هر بار که این جمله از زبان یکی از محققان و صاحب نظران شنیده می شود آه از نهاد جوانان این مرز و بوم بلند می شود که «ای آقا اگر ما نخواهیم که سنتی باشیم چه باید بکنیم؟ اما آیا تا به حال شخصی از آن ها، منظور همان جوانانی که در حکم طلای ناب این آب و خاک هستند، پرسیده فرار از سنت و قرابت با مدرنیته به چه بهایی است؟امروز دست در دست جوان ایرانی و هر جوان دیگری که مخالف سنتی بودن است پا در دنیایی جدید می گذاریم که البته باید گفت که سنتی بودن با قدیمی بودن مغایر است و هر کدام از این دو معنای خاص خود را دارد. جوانِ ایرانی می دانم؛ به خوبی صحبت های نسل گذشته را که همان پدر و مادر بزرگ های خانه سبزمان هستند به یاد داری. همان صحبت هایی که گاهی اوقات تو را از حال جدا می کرد و در گذشته به پرواز در می آورد. آن زمانی که مادربزرگ بعد از عمری زندگی در کنار شوهرش قرار می گرفت هنوز از یاد آوری روزهای اول آشنایی شرم می کرد و پدربزرگ باکنایه های شیرینش او را وادار به بازگو کردن زوایای پنهانِ شروع زندگی دو نفره می کرد.مادر بزرگ تو را پند می داد که"دخترم من تا لحظه ای که عاقد خطبه عقد رو خوند حتی جرات نکردم تو صورت آقا جونت نگاه کنم... تازه بعد از عقد تا روز عروسی هم فقط یکی دو بار، اون هم وقتی که حواسش نبود زیر چشمی نگاهش می کردم، آخه من تو خونه دو تا برادر بزرگ تر داشتم و از اونها خجالت می کشیدم. وقتی هم که مادر آقاجونت اومد خونمون برای خواستگاری حتی جرات نکردم موافقت یا مخالفتی بکنم فقط نگاه کردم.... همین"جوان ایرانی شاید به نظر تو این زندگی، ایده آل آرزوهای جوانی تو نباشد. شاید احساس کنی با این نوع ازدواج هیچ گاه نخواهی توانست عشق واقعی ات را پیدا کنی اما تو را با خود به دنیای حال بازمی گردانم... مرضیه دختری است از جنس تو ... شاید روزی با تو بر روی صندلی های مدرسه تکیه زده بود ولی امروز تنها به خاطر یک اشتباه بر کنج دیوار اتاق کودکی اش تکیه زده و به آینده جگر گوشه اش که در کنج دیگر اتاق مشغول بازی کودکانه است می اندیشند.برایم می گوید:"همه چیز با یک شوخی شروع شد یک روز گرم تابستان با چند نفر از دوستان دوره دبیرستان توی پارک کنار مدرسه قرار گذاشتیم تا برای سه ماه تعطیلات برنامه ریزی درسی کنیم ، من چون تو سه سال دبیرستان شاگرد اول بودم پای ثابت این جور برنامه های بچه ها بودم از قضا یک ساعتی زودتر رسیدم و برای اینکه منتظر ماندنم برای رهگذران پارک جلب توجه نکند ترجیح دادم در پارک قدم بزنم... ناگهان پسر جوانی به من نزدیک شد و بی مقدمه شروع کرد: سلام خانم ... باور کنید من مزاحم نیستم، من از ظاهر شما خیلی خوشم آمده این شماره من ... اگه ممکنه بامن تماس بگیرید، مطمئن باشید پشیمون نمی شید. ناخواسته شماره رو گرفتم... "داستان او داستان تکراری بسیاری از دختران ایرانی است که در اثر یک اشتباه مسیر زندگی شان تغییر کرده است. یک تماس و آغاز رابطه ای بدون شناخت با سرانجام مبهم و غیر قابل پیش بینی. هنوز چند ماهی از ازدواج آنها که علی رغم مخالفت های خانواده ها شکل گرفته بود نمی گذرد که شعله های عشق آنها فروکش می کند و اختلافات ظاهر می شود تا جایی که پله های دادگاه خانواده تنها راه آنها بود و فرزند که هیچ یک ار آن ها نمی خواستنش در بغلشان.می دانم این داستان برایت شعاری است تکراری اما باورش کن، چون واقعیتی است از تکه پاره های این شهر... به تصویر کشیدن این دو نسل ، واقعیت است اما باید باورکنی خانواده ، جامعه، فرهنگ از عناصر سازنده ازدواج هستند و آشنایی های زودگذری از جنس آنچه گفته شد تنها رنگ و لعابی است که بر بوم زندگی جوانی از حس من و تو پاشیده شده است.علی رجب لو، جامعه شناس و استاد دانشگاه نیز این موضوع را یکی از مشکلات موجود در جامعه می داند و در این رابطه می گوید:" برای بررسی مبحث دوستی های خیابانی که منجر به ازدواج می شود باید یک مدل سه وجهی را با سه ضلع فرهنگ ،فرد و جامعه مورد بررسی قرار داد و هر کدام را به طور جداگانه ارزیابی کرد. " وی معتقد است؛ فرهنگ را در مقام تعریف از سه دیدگاه بررسی می شود: 1- تعریف کلاسیک: که شامل دین ، دانش، هنر و اخلاق و هرگونه عادتی است که آدمی به عنوان عنصری از آن را از جامعه بدست می آورد. 2- تعریف سیستم: آن رفتارها و حالت های متکی بر ضمیر ناخودآگاه است که بر اساس ساختارهای اجتماعی شکل می گیرد. 3- تعریف ابزاری و نمادین: که افراد از آن به عنوان ابزار کاری استفاده می کنند. اما جامعه به عنوان ضلع دوم این مثلث به سه دسته شخصیت افراد متکی به آن، شخصیت افراد متکی به قوای روحی خود افراد و شخصیت متکی به منابع مختلف تقسیم می شود.ضلع سوم این مثلث هم فرد است که با قرار گرفتن در هریک از جوامع و فرهنگ های ذکر شده شخصیتی مناسب با آن فرهنگ را می پذیرد. اکنون با این تعاریف می توان مهم ترین پدیده ای که در قرن گذشته روی داده و جامعه را با زلزله ای چند ریشتری روبرو کرده را جهانی شدن دانست.جهانی شدن در قالب دو عنصر انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی جهان پیرامون خود را تحت تاثیر قرار داده است. این استاد دانشگاه با بیان این مطلب که جامعه سنتی ما در روند رو به تکامل خود وارد چرخه جهانی شدن می شود که آن را به سمت جدیدی هدایت می کند و باعث بازیابی هویتی نسل جوان و شکل گیری رفتارها و قواعد و آداب و رسومی می شود که پیش از این بر اساس سنت شکل می گرفت گفت:"بنابراین جوان ایرانی برای پیدا کردن هویت خود پای اینترنت ، کامپیوتر و ماهواره می نشیند و در معرض شکل جدیدی از رفتار جنسیتی قرار می گیرد." رجب لو با تاکید بر این که وقتی فرد در برابر این حجم عظیم اطلاعات قرار می گیرد نسبت به هویت سنتی خود شک می کند و در صدد ایجاد هویت جدیدی برای خود بر می آید ادامه داد:" تصور کنید این جوان در سن غریزی (نوجوانی تا 21 سالگی) قرار دارد و تحت تاثیر بیشترین تغییر و گذرها است زیرا توجه بیشتری به عوامل فیزیکی غریزی و جنسیتی خود دارد . دو جنس مخالف در روابط خود ظاهر یکدیگر را ملاک قرار می دهند پس در چنین شرایطی الگو گیری در قالب روابط جنسی شکل می گیرد و هویت جنسی ایجاد می شود." آمارها نشان می دهد بیشترین میزان دوستی های خیابانی در سن غریزی است.بر این اساس افراد سعی می کنند شکل جدیدی از روابط مبهمی که بر اثر جامعه جهانی ایجاد شده دریافت کنند و همین امر منجر می شود که موارد منکراتی موجود در جامعه به فروپاشی هنجارهای اجتماعی در جامعه منجر شود و حریم هنجارهای سنتی از بین برود. باید دانست که اغلب دوستی های خیابانی به ازدواج منجر نمی شود و اگر هم در برخی موارد این اتفاق بیافتد آمارهانشان داده است 99 درصد ازاین ازدواج ها در سال اول زندگی از هم می پاشد. توجه کنید دوستی های خیابانی که با الفاظی نظیر ما قصد ازدواج داریم تنها باعث ایجاد ناهنجاری های جنسی، جنسیتی و فروپاشی فرهنگ و ساختار اجتماعی جامعه می شود. فرهنگ اشتباهی که متاسفانه در بسیاری از کشورهای غربی ترد شده است اما در جامعه ما به عنوان بعدی از پیشرفت و روشنفکری در نظر گرفته می شود. امروزه آشنایى هاى دختران و پسران از چت هاى اینترنتى، مهمانى هاى خصوصى، پارك، خیابان، دانشگاه ها و . . . آغاز شده و پدر و مادر با نادیده گرفتن و یا بى توجهى به موضوع در نهایت مقابل عمل انجام شده اى قرار مى گیرند كه در بهترین حالت آن، اصرار دختر به ازدواج با پسرى فاقد شرایط لازم است. به گفته مدیركل مبارزه با جرایم جنایی ناجا بنابر آخرین آمار نیروی انتظامی 40 درصد از فجایع تجاوز به عنف در پی برقراری دوستی های پنهان و خیابانی و با وعده ازدواج اتفاق می افتدسرانجام شوم دوستی های خیابانی سروان جلیلی دست گذاشت روی شانه شاكی و آهسته گفت: چرا همان موقع شكایت نكردی. خلیل سرش را پائین انداخت و طوری كه شرم در چشمانش موج می زد، گفت: - از ترس آبرو قربان. اگر زنم بفهمه روزگارم سیاه میشه. بدبختم می كنه. زندگی ام از هم می پاشه و... سروان نگاهی به او انداخت و گفت: اگر می خواهی سر نخی پیدا كنیم و ماشینت برگردد، باید همه ماجرا را موبه مو برایمان تعریف كنی. از اول بدون كم و كاست. بعد هم باید بروی اتاق چهره نگاری تا بلكه بتوانیم ردی از آنها به دست بیاوریم. چشمان خلیل راه كشید به دورتر. دو هفته پیش جلو چشمانش تداعی شد. نزدیكی میدان آرژانتین در حالی كه بخاری ماشین را تازه روشن كرده بود ناگهان با یك دختر جوان كه كنار خیابان ایستاده بود مواجه شد. مكث كوتاهی كرد. دختر جوان آرام گفت: مستقیم و دستگیره در جلو را گرفت و سریع سوار شد. - سلام. متشكرم. خلیل كه شوكه شده بود جواب داد: - خواهش می كنم. كجا تشریف می برید. - اگر مسیرتان می خورد و مزاحم نیستم تا خیابان كریمخان. مرد لبخندی از رضایت زد و قبل از این كه حرف دختر جوان تمام شود گفت: خواهش می كنم. چه مزاحمتی. این طوری من هم در طول مسیر یك هم صحبت دارم. زمان پیاده شدن در حاشیه خیابان دختر قد بلند و خوش قامت لبخندی زد و شماره تلفن همراهش را به خلیل داد. - منتظر تماستان هستم. می توانیم دوست های خوبی برای هم باشیم. - ببخشید، راستی شغل شما چیست - من من دانشجوی دندانپزشكی ام. اگر خواستی، می توانم همه دندان هایت را بكشم. بعد هم خندید و رفت. خلیل از شدت خنده پشت فرمان غش كرد. -حتماً زنگ می زنم. دختر جوان كه رفت، خلیل بلافاصله برای اطمینان با شماره دختر جوان تماس گرفت، شماره مربوط به یك خط اعتباری بود، به محض برقراری ارتباط، دختر جوان پرسید: - بفرمایید. - سحر خانم - امرتان - من خلیلم. راننده خودروی زانتیا هستم. - خواهش می كنم. این قدر زود دلت تنگ شد - می خواستم شماره تان را تو گوشی تلفنم ذخیره كنم. گفتم شما هم شماره من را داشته باشید. راستی كی می توانیم همدیگر را ببینیم. - پنجشنبه خوبه - چه ساعتی - پنج عصر، همان جایی كه پیاده شدم. - مرسی پس تا پنجشنبه. خلیل دوباره رفت تو فكر كه سؤال سروان رشته افكارش را پاره كرد. - چند بار همدیگر را دیدید ـ ۳ ، ۴ مرتبه. خیلی مؤدب بود و لفظ قلم حرف می زد. - در آخرین ملاقات چه اتفاقی افتاد ـ سه شنبه دو هفته قبل، ساعت ۱۱ صبح، همان جای همیشگی قرار گذاشتیم. خواست او را به خانه یكی از دوستانش در حوالی راه آهن برسانم. وقتی پیچیدم در یك خیابان فرعی، یك موتور كه دو نفر ترك آن بودند، پیچیدند جلوی من. بعد هم شدند چهار نفر، یكی شان با لگد محكم كوبید توی آینه بغل ماشین. هول شده بودم. زبانم بند آمده بود. سحر كه جیغ می كشید، گفت: «نامزدمه». با دیدن این صحنه گلویم از ترس خشكید و نفس هایم به شماره افتاده بود. دست و پایم می لرزید. قمه داشتند. فرار بی فایده بود. مرگ را جلوی چشمانم دیدم. حسابی كتكم زدند. لباسم را پاره كردند. وقتی به خودم آمدم، گیج بودم. نه اثری از سحر بود و نه ماشینم. همه چیز در چند ثانیه رخ داد. سروان گفت: - چرا بعد از دو هفته شكایت كردی خلیل خسته تر از هر وقت، آهی كشید و زیر لب گفت: ـ من زن و بچه دارم و...- نشانی خانه، دانشگاه یا شماره تلفن ثابتی از دختر جوان نداری ـ نه، فقط همان شماره اعتباری. - پس چطور اطمینان كردید با كسی كه نمی شناسیدش، به تفریح بروید و بدتر از همه به او اعتماد كنید مرد جوان از شرمندگی سرش را پائین انداخته و هیچ پاسخی نداشت. چند ماه بعد سحر و همدستانش كه شبكه بزرگ سرقت را هدایت می كردند، با تلاش مأموران آگاهی دستگیر شدند. با پیگیری های كارآگاهان خودروی خلیل به او برگردانده شد. اما همسر خلیل متوجه ماجرا شد و هنوز پس از مدت ها این لكه سیاه از ذهنش پاك نشده است. از آن حادثه ماه ها گذشته اما رد كارد شبكه تبهكاران روی چهره و و بازوی راست او به یادگار مانده است و سیمای او به عنوان مردی فریب خورده در جمع خانواده نمایان است. نظریه كارشناسی دكتر ابهری، آسیب شناس اجتماعی می گوید: اساس روابط خیابانی همواره پر از سؤال بوده و همین سؤالات بی پاسخ همواره باعث شكل گیری و بروز جرم های متعدد بوده است. در بسیاری از پرونده ها و خبرهای منتشر شده در روزنامه ها می بینیم و می خوانیم كه همواره روابط و دوستی های خیابانی فرجام خوشایندی نداشته اند. چطور ممكن است فرد یا افرادی بدون در نظر گرفتن سوابق زندگی یك شخص با او رابطه صمیمی و حتی عاطفی برقرار كنند. بی شك چنین رفتاری كه از روی درایت و تعقل نیست، تبعاتی دربر خواهد داشت كه اصل آن اعتماد كردن بی مورد به افراد ناشناس است. در بسیاری موارد وقتی جرمی رخ می دهد دختر یا پسر، هیچ نشانی از طرف مقابل ندارند كه این موارد قطعاً انرژی زیادی از پلیس و دستگاه قضایی می گیرد تا فردی موهوم و ناشناخته را با سرنخ های ضعیف دستگیر كنند. با این وجود رسانه ها بهترین ابزار اطلاع رسانی هستند كه می توانند درباره جلوگیری از بزهكاری ها و جرم های مختلف اجتماعی همواره اطلاع رسانی و فرهنگ سازی كنند. این موضوع را نباید فراموش كرد كه تا مردم آگاهی نداشته باشند، اگر روزانه بیش از صدها پرونده هم در دادسرا مختومه شود باز هم شاهد تكرار جرم خواهیم بود.دوستی های خیابانی، خوب یا بد؟ به‌ طور کلی، در آغاز نوجوانی‌ به‌ علت‌ بیداری‌ غرایز و شدت‌ حالات‌ هیجانی، گرایش‌ دختران‌ و پسران‌ به‌ دوستی‌ با جنس‌ مخالف‌ بیشتر می ‌شود. داشتن‌ دوست، اعتماد به‌ خود را تأیید و تقویت‌ می ‌کند و نیازهای‌ عاطفی‌ و احساسی‌ را تا حدی‌ تأمین‌ می ‌نماید؛ و در صورتی‌ که‌ پیوند دوستی‌ گسسته‌ شود، شخص‌ نسبت‌ به‌ ارزش‌های‌ وجودی‌ خود دچار شک‌ و تردید می‌ شود. بعضی‌ از پسران‌ ایرانی، داشتن‌ دوست‌ دختر را نوعی‌ محبوبیت، قدرت‌ اجتماعی‌ و موفقیت‌ برای‌ خود محسوب‌ می‌ کنند و در شرایطی‌ که‌ توانایی‌ تشکیل‌ خانواده‌ از طریق‌ ازدواج‌ را ندارند، عده‌ای‌ از آنان، نیازهای‌ جنسی‌ و عاطفی‌ خود را از طریق‌ دوستی‌های‌ افراطی‌ برطرف‌ می ‌نمایند. متقابلاً برخی‌ دختران‌ ارتباط‌ با پسران‌ را نوعی‌ جذابیت‌ برای‌ خود تلقی‌ می‌ کنند، و متأسفانه‌ اکثر قریب ‌به ‌اتفاق‌ این‌ دختران‌ تصور می‌ کنند که‌ این‌ دوستی‌ها به‌ ازدواج‌ منتهی‌ می ‌شوند. اصولاً تحول‌ عاطفی‌ دختران‌ متفاوت‌ از پسران‌ است. پسران نسبت‌ به‌ جنبه‌ غریزی‌ تخیلات‌ خود غافل‌ باقی‌ نمی‌ مانند، اما دختران‌ در این‌ دوستی‌ها معمولاً به‌ دنبال‌ عشق‌ آرمانی‌ و رمانتیک‌ هستند. آنها این‌ عشق‌ را آسمانی‌ و پاک‌ می ‌دانند و خیانت‌ در آن‌ را گناهی‌ بخشش ‌ناپذیر می ‌شمارند. با این‌ توصیف،‌ دوستی‌ های‌ دختر و پسر ایرانی‌ کمی‌ شباهت‌ به‌ دوستی‌ موش‌ و گربه‌ دارد. پسر جوان‌ در جست‌ و جوی‌ لذت‌های‌ جنسی‌ خود با وعده‌های‌ فریبنده‌ و دروغین، دختر جوان‌ را تسلیم‌ خواسته‌ های‌ خود می‌ کند. پس‌ از مدتی‌ روابط‌ نامشروع، و در پی‌ آن‌ تسلیم ‌نشدن‌ پسر برای‌ ازدواج، دختر جوان‌ دچار آسیب‌ روانی‌ می ‌شود و احساس‌ افسردگی، پوچی‌ و بی‌ ارزشی‌ می ‌کند. متأسفانه‌ در فرهنگ‌ ایرانیان، آسیب‌های‌ اجتماعی، تربیتی‌ و روانی‌ چنین‌ دوستی‌هایی‌ بیشتر متوجه‌ دختران‌ است‌ و مرد ایرانی‌ بدون‌ هیچ‌ گونه‌ محدودیتی، تجربه‌ های‌ متنوع‌ این‌ دوستی‌ها را پشت‌ سر می‌ گذارد. اما دختر ایرانی، اگر یک‌ نمونه‌ چنین دوستی‌ با جنس‌ مخالف‌ را تجربه‌ کند، تا پایان‌ عمر، شأن‌ و حرمت‌ خویش‌ را از دیدگاه‌ خانواده‌ و جامعه‌ از دست‌ می ‌دهد و برچسب‌ ناشایست‌ بودن‌ را با خود حمل‌ می ‌کند و آثار سوء این‌ تجربهِ منفی‌ پس‌ از ازدواج‌ هم‌ به‌ نوعی‌ در زندگی ‌اش‌ نمایان‌ می ‌شود. دوستی‌های‌ خیابانی، عاری‌ از شکوفایی‌ محبت‌ و عشق‌ واقعی‌ است‌ و بیشتر یک‌ پیوند غریزی‌ است. اگر هم‌ به‌ ازدواج‌ منتهی‌ شود پشتوانه‌ عشق‌ و محبت‌ ندارد و چنین‌ ازدواجی‌ دوام‌ پیدا نمی‌ کند؛ زیرا پسر و دختر جوان‌ بیشتر شریک‌ لذت‌های‌ جنسی‌ یکدیگر بوده‌اند و زندگی‌ واقعی‌ پس‌ از ازدواج‌ امری‌ فراتر از ارضای‌ غرایز جنسی‌ است. در تجربهِ این‌ دوستی‌ها، فرصتی‌ برای‌ انتخاب‌ و شناخت‌ صحیح‌ یکدیگر به‌ وجود نمی ‌آید، زیرا در اوج‌ هیجانات‌ ناشی‌ از غرایز جنسی، افراد نمی‌ توانند عاقلانه‌ و آگاهانه‌ یکدیگر را بشناسند و انتخاب‌ کنند. اگر هم‌ اجباراً ازدواجی‌ صورت‌ گیرد، پس‌ از مدتی‌ کوتاه‌ به‌ جدایی‌ و طلاق‌ منتهی‌ می‌شود. متأسفانه‌ این‌ دوستی ‌ها بدون‌ شناخت‌ واقعی‌ جنس‌ مخالف‌ و براساس‌ هیجانات‌ و احساسات‌ سطحی‌ و زودگذر شکل‌ می ‌گیرد و حاصل‌ آنها بروز رفتارهای‌ نادرست‌ و روابط‌ نامشروع‌ است‌ که‌ در این‌ روابط‌، بازنده‌ اصلی‌ و همیشگی‌ غالباً دختران‌ جوان‌ هستند؛ دخترانی‌ که‌ با نهایت‌ سادگی، زیبایی، لطافت‌ و ظرافتی‌ را که‌ خدا به‌ آنها امانت‌ داده، در اختیار کسی‌ می ‌گذارند که‌ در خیانت ‌کردن‌ به‌ امانت‌ مهارت‌ دارد. دختران‌ جوان‌ باور نمی‌ کنند که‌ چنین‌ پسرانی‌ معمولاً تنوع‌ طلب‌ هستند. و پس‌ از مدتی‌ کوتاه، سراغ‌ طعمه ‌ای‌ دیگر می‌ روند و همه‌ وعده‌های‌ به‌ ظاهر عاشقانه‌ را فراموش‌ می‌ کنند. آینده‌ این‌ دختران‌ به‌ دو صورت‌ قابل‌ تصور و پیش‌ بینی‌ است: ۱) دختر جوان‌ و آسیب‌خورده‌ پس‌ از یک‌ تجربه‌ دوستی‌ خیابانی، برای‌ همیشه‌ درس‌ عبرت‌ می ‌گیرد؛ به‌ ارزش‌ وجودی‌ خود پی‌ می ‌برد و این‌ دوستی‌ها را رها می ‌کند. ۲) دختر جوان‌ و و آسیب ‌خورده‌ تا حد وسیله ‌ای‌ برای‌ ارضای‌ جنسی‌ نزول‌ می ‌کند؛ و در عین‌ حال‌ چنین‌ می ‌پندارد که‌ با این‌ عمل‌ به‌ محیط‌ و به‌ خانواده‌ خود دهن ‌کجی کرده‌ و آزادی‌ به‌ دست‌ آورده‌ است. در حالی‌ که‌ این‌ اعمال‌ برخلاف‌ تصور او و دیگران، بیانگر آزادی‌ زن‌ نیست، و سرانجام‌ آن‌ پشیمانی‌ و از دست‌دادن‌ سلامت‌ تن‌ و روان‌ خواهد بود. چنین‌ دختری‌ با اراده‌ خود، به‌ سادگی‌ و به‌ ارزانی‌ و فراوانی، تمام‌ هستی‌ و وجودش‌ را در اختیار گرگ‌ های‌ درنده‌ و طمعکار جامعه‌ قرار می‌ دهد و با دست‌ خود، علف‌های‌ هرز و میکروب‌های‌ کشنده‌ را تقویت‌ می‌ کند. ▪ دوستی‌های‌ خیابانی‌ تحت‌ تأثیر چه‌ عواملی‌ شکل‌ می ‌گیرند و افزایش‌ می ‌یابند؟ ـ زمانی‌ که‌ خانواده‌ و جامعه‌ نقش‌ اساسی‌ خود را جهت‌ یاری ‌دادن‌ به‌ نسل‌ جوان‌ برای‌ یافتن‌ هویت‌ سالم، مثبت، پویا و سازنده‌ به‌ خوبی‌ ایفا نکنند، نسل‌ جوان‌ با آشفتگی‌ هویت‌ و خلاء وجودی‌ مواجه‌ می ‌شود و برای‌ کاهش‌ اضطراب‌ و رهایی‌ از بحران‌ هویت‌ و سرگشتگی، به‌ این‌ دوستی‌ها تن‌ می ‌دهد. جوان‌ در تصور و توهم‌ خویش، از طریق‌ دوستی‌ با جنس‌ مخالف، می‌ خواهد به‌ آرامش‌ برسد. او لذت‌ این‌ دوستی‌ را عامل‌ تسکین‌ برای‌ بحران‌ بی‌هویتی‌ خویش‌ می ‌داند. ناتوانی‌ خانواده‌ و جامعه‌ در پاسخگویی‌ صحیح‌ و به ‌موقع‌ به‌ نیازهای‌ اساسی‌ نسل‌ جوان‌ عامل‌ دیگری‌ جهت‌ شکل ‌گیری‌ دوستی‌های‌ خیابانی‌ است. امنیت، احترام، محبت‌ و دوست‌ داشته‌ شدن‌ از جمله‌ نیازهای‌ روانی‌ انسان‌ است‌ که‌ متأسفانه‌ به‌ دلیل‌ سرگرم ‌شدن‌ خانواده‌ها و جوامع‌ به‌ فراهم ‌ساختن‌ امکانات‌ اقتصادی، این‌ دو نهاد انسان‌ساز از هنر عشق‌ ورزیدن‌ و احترام‌ گذاردن‌ به‌ نوجوانان‌ محروم‌ می‌ شوند. عامل‌ دیگر، فقر فرهنگی‌ و نشناختن‌ هویت‌ واقعی‌ جنس‌ مخالف‌ است؛ و شاید این‌ عامل‌ محصول‌ نشناختن‌ قدر خویشتن‌ توسط‌ دختران‌ جوان‌ باشد. اگر دختران‌ به‌ قداست، ارزش، اهمیت‌ و کرامت‌ خویش‌ واقف‌ شوند و در مورد جنس‌ مخالف، رفتاری‌ توأم‌ با متانت‌ و بزرگ‌ منشی‌ و بی‌ اعتنایی‌ داشته‌ باشند و به‌ سادگی‌ در برابر خواسته‌ های‌ جنس‌ مخالف‌ تسلیم‌ نشوند، فرصتی‌ برای‌ انحراف‌ به‌ وجود نمی ‌آید. متأسفانه‌ عده‌ای‌ برای‌ دفاع‌ از حقوق‌ زنان‌ خیابانی، این‌ تفکر غلط‌ را تبلیغ‌ می ‌کنند که‌ «فقر اقتصادی» ریشه‌ این‌ معضل‌ اجتماعی‌ است؛ اما به‌ نظر می ‌رسد «فقر و ضعف‌ فرهنگی» بنیاد اصلی‌ این‌ معضل‌ باشد، زیرا برخی‌ از این‌ عناصر اجتماعی‌ نه‌ تنها فقر اقتصادی‌ را لمس‌ نکرده‌اند، بلکه‌ کمابیش‌ از رفاه‌ اقتصادی‌ و امکانات‌ فراوان‌ برخوردار بوده‌اند، ولی‌ نگرش‌ آنها نسبت‌ به‌ وجود انسانی‌ خود حقیرانه‌ و پست‌ بوده‌ است. در مقابل، بسیاری‌ از زنان‌ پاک‌ و فرهیخته‌ ایرانی‌ در نهایت‌ فقر اقتصادی، از نظر فرهنگی‌ کاملاً غنی‌اند و با نهایت‌ عفاف‌ و نجابت، به‌ کارهای‌ سازنده‌ و مثبت‌ می‌پردازند. آنان‌ زندگی‌ خویش‌ را با تلاش‌ و پشتکار به‌ درستی‌ اداره‌ می ‌کنند و تن‌ به‌ پستی‌ نمی‌ دهند. اما زنانی‌ هستند که‌ در اثر فقر فرهنگی‌ و اخلاقی‌ شدید، خود را ارزان‌ می‌ فروشند، آن‌ هم‌ در شرایطی‌ که‌ هیچ‌ گونه‌ کمبود اقتصادی‌ ندارند و حتی‌ از رفاه‌ بیش‌ از حد برخوردارند. نکته‌ درخور توجه‌ این‌ است‌ که‌ اگر کسی‌ فقر فرهنگی، فکری‌ و اخلاقی‌ نداشته‌ باشد، به‌خوبی‌ می ‌تواند برای‌ رهایی‌ از چنگال‌ فقر اقتصادی، برنامه ‌ریزی‌ کند. ▪ آیا این‌ دوستی‌ها به‌ ازدواج‌ منجر می‌شود؟ ـ تعداد کمی‌ از این‌ دوستی‌ها در شرایط‌ اضطراری‌ و اجباری‌ برای‌ خروج‌ از مرز روابط‌ نامشروع، به‌ اجرای‌ تشریفات‌ قانونی‌ ازدواج‌ منتهی‌ می ‌شود. این‌ امر در وضعیتی‌ صورت‌ می ‌گیرد که‌ انتخاب‌ همسر و رعایت‌ معیارهای‌ ضروری‌ برای‌ زندگی‌ مشترک، عملاً امکان‌ پذیر نیست‌ و دو دوست‌ پس‌ از پشت‌ سر گذاشتن‌ تجربهِ روابط‌ نامشروع، ناگزیرند تن‌ به‌ قانون‌ ازدواج‌ بدهند تا به‌ خانواده‌ و جامعه‌ ثابت‌ کنند که‌ انسان‌های‌ ارزشمندی‌ هستند. ▪ آیا آیندهِ چنین‌ ازدواج‌هایی‌ قابل‌ پیش ‌بینی‌ است؟ ـ در پاسخ‌ این‌ سؤال‌ باید تعریف‌ مشخصی‌ از دوستی و ازدواج به‌ دست‌ آوریم. نخستین‌ امری‌ که‌ در اثر پیوند دوستی‌ می ‌شکفد، محبت‌ است. متأسفانه‌ دوستی‌های‌ خیابانی‌ با هیجانات‌ احساسی‌ ناشی‌ از شدت‌ فعالیت‌ غریزه‌ جنسی‌ آغاز می‌ شود و چنین‌ ارتباطی‌ از محبت‌ و عشق به‌ معنای‌ واقعی‌ کلمه‌ خالی‌ است. ازدواج پیوند عمیق‌ میان‌ دو انسان‌ براساس‌ مودّت‌ و حُبّ شدید است. دو انسانی‌ که‌ واقعیت‌های‌ وجودی‌ یکدیگر را پذیرفته‌ اند در برابر یکدیگر مسئولیت‌ و تعهد احساس‌ می ‌کنند و در حق‌ هم‌ دلسوزی، فداکاری‌ و ایثار روا می ‌دارند. دوستی‌های‌ خیابانی، عاری‌ از شکوفایی‌ محبت‌ و عشق‌ واقعی‌ است‌ و بیشتر یک‌ پیوند غریزی‌ است. اگر هم‌ به‌ ازدواج‌ منتهی‌ شود پشتوانه‌ عشق‌ و محبت‌ ندارد و چنین‌ ازدواجی‌ دوام‌ پیدا نمی‌ کند؛ زیرا پسر و دختر جوان‌ بیشتر شریک‌ لذت‌های‌ جنسی‌ یکدیگر بوده‌اند و زندگی‌ واقعی‌ پس‌ از ازدواج‌ امری‌ فراتر از ارضای‌ غرایز جنسی‌ است. در تجربهِ این‌ دوستی‌ها، فرصتی‌ برای‌ انتخاب‌ و شناخت‌ صحیح‌ یکدیگر به‌ وجود نمی ‌آید، زیرا در اوج‌ هیجانات‌ ناشی‌ از غرایز جنسی، افراد نمی‌ توانند عاقلانه‌ و آگاهانه‌ یکدیگر را بشناسند و انتخاب‌ کنند. اگر هم‌ اجباراً ازدواجی‌ صورت‌ گیرد، پس‌ از مدتی‌ کوتاه‌ به‌ جدایی‌ و طلاق‌ منتهی‌ می‌شود. ▪ برای‌ پیشگیری‌ از بروز چنین‌ آسیب‌های‌ اجتماعی، چه‌ پیشنهاداتی‌ دارید؟ ـ پیش‌ از هر چیز باید خانواده‌ها به‌ نقش‌ حیاتی‌ خود در برابر فرزندان‌ آگاه‌ شوند تا بتوانند الگوهای‌ صحیح‌ رفتاری‌ را به‌ فرزندان‌ ارائه‌ دهند و هویتی‌ سالم‌ و پویا به‌ آنها هدیه‌ کنند. والدین‌ باید به‌ نیازهای‌ عاطفی‌ و روحی‌ فرزندان‌ و شیوه‌های‌ صحیح‌ پاسخگویی‌ به‌ این‌ نیازها واقف‌ شوند. از روش‌های‌ تربیتی‌ مؤثر در این‌ زمینه‌ می‌ توان‌ به‌ این‌ موارد اشاره‌ کرد: تقویت‌ ارزش‌های‌ اخلاقی، معنوی‌ و انسانی‌ و سست‌ گردانیدن‌ معیارهای‌ صرفاً مادی‌ در نظر جوانان، تقویت‌ و توسعه‌ مراکز ورزشی‌ و تفریحی‌ و برنامه ‌ریزی‌ صحیح‌ برای‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان، ارائه‌ خدمات‌ رفاهی‌ و اجتماعی‌ جهت‌ برطرف ‌کردن‌ کمبودهای‌ عاطفی‌ کودکان‌ و نوجوانان، پرورش‌ احساس‌ عزت‌ نفس‌ و اعتماد به ‌نفس‌ کودک‌ و نوجوان‌ در خانواده‌ و مدرسه، بهسازی‌ وضع‌ خانواده‌ها از طریق‌ تماس‌ با کارشناسان‌ متخصص‌ در امور خانواده، استفاده‌ از فیلم‌ ها و نوارهای‌ تربیتی، سالم‌ سازی‌ محیط‌ اجتماعی‌ نوجوانان‌ و از بین ‌بردن‌ تبعیض‌ میان‌ طبقات‌ جامعه، آموزش‌ مهارت‌های‌ حل‌ مسئله‌ به‌ نوجوانان‌ و نیز شیوه‌های‌ تصمیم ‌گیری، آموزش‌ اصول‌ بهداشت‌ روانی‌ به‌ خانواده‌ها و فرزندان، پرهیز از سخت گیری‌ و تنبیه‌ و همچنین‌ اجتناب‌ از آسان‌ گیری‌ در تربیت‌ فرزندان، تشویق‌ فرزندان‌ به‌ رعایت‌ تعادل‌ و دوری‌ از بی‌ بندوباری، برقراری‌ احساس‌ امنیت‌ در خانواده‌ و جامعه‌ و جلوگیری‌ از بروز اضطراب‌ در نوجوانان‌ و جوانان. ▪ توصیه‌ شما به‌ نسل‌ جوان‌ ایرانی‌ چیست؟ـ سوء استفاده‌ از جاذبه‌ جنسی‌ عاملی‌ برای‌ انحرافات‌ اخلاقی‌ است. این‌ امر مانع‌ از آن‌ است‌ که‌ جوان‌ به‌ ارزش‌ انسانی‌ خود واقف‌ شود، و کسی‌ که‌ نتواند ارزش‌ انسانی‌ خویش‌ را درک‌ کند، به ‌آسانی‌ عظمت‌ خویش‌ را فدای‌ لذت‌های‌ پوچ‌ و لحظه ‌ای‌ می ‌گرداند و این‌ معامله‌ ای‌ زیانبار است‌ که‌ در بسیاری‌ مواقع‌ ضرر آن‌ قابل‌ جبران‌ نیست.

از سرهنگ عبدالله قاسمی‎

رئیس اداره اجتماعی پلیس آگاهی





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 05:45 ق.ظ
whoah this blog is wonderful i love reading your articles.

Keep up the great work! You realize, lots of persons are searching around for this information, you can help them greatly.
چهارشنبه 31 خرداد 1396 08:16 ب.ظ
As the admin of this website is working, no hesitation very
rapidly it will be well-known, due to its feature contents.
سه شنبه 2 خرداد 1396 06:47 ق.ظ
Hi there very cool blog!! Man .. Excellent .. Superb ..
I will bookmark your site and take the feeds also? I'm glad
to seek out so many helpful information here within the put up,
we want develop extra strategies in this regard, thank you for sharing.

. . . . .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه